تبليغاتX
B زندگی بدون تو یعنی هیچ

B زندگی بدون تو یعنی هیچ

می پرستمت عزیزه قـــــلبم (( ب .....))

 

 

بخندین یکمNewly uploaded tinypic picture

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 12:59  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

 

Newly uploaded tinypic pictureنظریادتون نره

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 12:56  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

تولدت مبارک دختردایی گلم

 

Newly uploaded tinypic picture

تولدتولدتولدمبارک

راضیه جان عزیزم ۱۰۰۰ساله شی

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 12:41  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

 

 

Newly uploaded tinypic picture

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 12:38  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

 

Newly uploaded tinypic picture

خواستم کمی بخندین

سیگار ممنوع

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 12:37  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

 

Newly uploaded tinypic picture

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 12:30  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

خرگوش کوچولو

 

Newly uploaded tinypic picture

نظر یادتون نره دوستان

       هویجوری

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 12:27  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

منوببخش

 

زيبا من چيا بگم عاشقي باورت مي شه؟

 

توكه خيلي بهترازمن اين چيزاسرت مي شه

 

چشمهاي نازتوكه وامي شه آفتاب مي زنه

 

تازه وقتي توبگي صورتشو آب مي زنه

 

من بگم دوست دارم با چه رقم يا عددي

 

تو كه بينهايتوقشنگ ترازمن بلدي

 

مژه هات شعربلندناتمومه به خدا

 

عاشق كسي شدن جزتوحرمه به خدا

 

باغمت هزارخنجرتودلم فروميره

 

زيباچشم توآگه باروياهام قهركنه

 

آسمون دلش مي خوادشهروپرازابركنه

 

چقدراسمتونوشتم روي هرصخره وسنگ

 

چقدركشته منواون دوتاچشمهاي قشنگ

 

گفتي فاصلس ميون من وروياهام باتو

 

باشه اما نمي دم هرگزبه هيچكس جاتو

 

عزيزم اسمت كه ميادبدجوري ديوونه ميشم

 

ولي گفتي قصه شوكه نمي شه بياي پيشم

 

عزيزم توفرشته اي اهل يه جايي توبهشت

 

نمي شه هم عاشق تو بود وهم واست نوشت

 

ازحسوديم نمي شه بسپرمت دست خدا

 

جام چقدمشخصه تونقشه ديوونه ها

 

عزيزم آتيش مي زنه دل منواخماي تو

 

نكنه اضا فه شن باعشق من زخماي تو

 

عزيزم نازكن كه چشات نازخريدني داره

 

اون چشات كلي ستاره هاي چيدني داره

 

مالهيچ كسي نشوچون اينجاها فرشته نيست

 

عشقا وعاشقياتلخه مثله گذشته نيست

 

گفتب فاصلس ميون فكرموحقيقتت

 

كاشكه داشتم يه ذره فقط يه كم لياقتت

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 12:13  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

من نباشم ؟

 

من نباشم كي تو رويا موها تو ناز ميكنه؟

 

كي با بالاي شكسته با تو پرواز ميكنه؟

 

راس بگومن كه نباشم اخماي پيشونيتو

 

كي مياد دونه دونه با حوصله باز مي كنه

 

من نباشم كي مي شينه تا سحربالا سرت

 

كي مياد برداره اشكوازروچشماي ترت

 

من نباشم كي ميادموقع رفتن اشكاشو

 

ميكنه بدرقه راه بلند سفرت

 

من نباشم كي گلاي خواهشت رو آب ميده

 

كي به فريادت با حس عاشقي جواب مي ده

 

من نباشم كي ميادبا خواهش وبا التماس

 

با يه عالم گل اركيده وكلي ياس

 

منت چشماتو ميكشه فقط به اين اميد

 

كه بهش بگي بروشعراي تو پرازخطاس

 

من نباشم كي ميادنازنگاتومي خره

 

كي مياددنبال تو تو رو تاخورشيد مي بره

 

من نباشم كي ميادهميشه حقاباتوا

 

واسه خاطرتوجون مي ده پشت پنجره

 

من نباشم كي مي باره تو زمون تشنگيت

 

كي مي خواد تورومث من تو تموم زندگيت

 

من نباشم كي باچشماي تو سازش مي شه

 

با تموم مهربوني وغم وديونگيت

 

من نباشم كي واست لالايي مي خونه

 

تو توهرهوايي باشي تودنيات مي مونه

 

من نباشم كي بهت مي گه بازم عاشقتم

 

اگه حتي دلمو بشكنه وبرنجونه

 

من نباشم كي تحمل مي كنه تورا

 

بارقيب گشتناتو اذيت وآزارتورو

 

توخودت داورميدون شوبگومن نباشم

 

كيه كه جواب نده تلخي رفتارتورو؟؟؟

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 14:54  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 14:31  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 14:31  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 14:21  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

درددل با دل

 

چرا دنيا پراز حادثه هاي  وارونه

 

عاشق كسي ميشي كه عاشقي نمي دونه

 

من به دنبال تو و تو دنبال كس ديگه

 

هيچكدوم از ما دو تا به اون يكي راست نمي گه

 

من واسه چشماي نازنين تو يك ديوونم

 

من دوست دارم ولي علتشو نمي دونم

 

حالا كه مي خواي بري بذار نگاهت بكنم

 

چون يه بار ديگه مي خوام اين دل وساكت بكنم

 

يه چيزي فقط بذار واسه روز تولدت

 

هديه م بيارم بدم دست خودت

 

اوني رو كه دوست داري چرا تو را دوست نداره

شايد دوست داره ولي به روش نمي ياره

 

دوست نداشتن هم ويه جوري پنهون مي كنيم

 

نمي دونيم كه داريم يه قلب وويرون مي كنيم

 

كاش بيايم آبروي مجنون وانقدر نبريم

 

ديگه منت نذاريم وقتي كه نازي ميخريم

 

عاشقي يعني تحمل نه شكايت نه گله

 

اگه حتي بينمود باشه يه دنيا فاصله

 

مهم اينه كه چقدردوستش داري فقط همين

 

اگه لازم باشه آبرو روبندازروي زمين

 

برگا زرده وروزاي اول فصل پاييز

 

بذاراول بشكنه ودلت روبرگابريزه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 14:18  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

خدا نمی کنه ؟

 

 

چشمامو بستم ودارم تو روبهترمیبینم

اماچشم تو بازم منونگاه نمیکنه

عمریه دارم صدات میکنم وجواب میدی

عمریه چشات ولی منوصدا نمی کنه

نمی دونم چرامن شدم به عشق تواسیر

چراعشق من چشات ومبتلا نمی کنه

دل وپیچیدم لای یه برگ نازک گل سرخ

چشات اما به دلم هم اعتنه نمی کنه

جون من خیلی کمه اما فدات گرچه آدم

جونشوبرای هرکسی فدا نمی کنه

غنچه آرزوهام می شکفه باخنده تو

حتی خوشبختی من اخمات و وا نمی کنه

نه دلت تنگه واسم نه حرفی داری بزنی

آخه سنگ با شیشه اینجوری تا نمی کنه

من میگم عاشقتم به قیمت یه جون

توقبول نمی کنی دل اشتباه نمی کنهمن میگم خدا کنه یه جوری مال من بشی

نمی دونم چرا این کارا خدا نمی کنه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 19:55  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

 

 

 

ماه تمام من ............؟

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 19:53  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 19:45  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

 

زیر سایه آمن ترین سایبان هستی دلواپس دلواپسی های یکدیگر باشیم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 19:42  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 19:36  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 19:35  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 19:34  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 19:33  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 19:29  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

 

 

به نام يگانه حامي پرستو هاي بي آشيانه

 

 

براي همه آنهايي كه بي تقصيرند:

 

تقديم به چشمهايي كه در راه ماندند ودل هايي كه آنها راراندند

تقديم به اشك هايي كه غرورشان شكست وعهدهايي كه كسي آنهارانبست

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 19:23  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 12:8  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

پست10 : روقلبت حک کن

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 12:7  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

پست9: خودکشی چرا؟

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 12:4  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

پست 8:عشق چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 12:2  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

گریه کن عزیزم

 

گریه کن عزیزم اما نه فقط واسه خودت

واسه اینکه نمی شه دیگه بیام تولدت

گریه کن جداییا ما را رها نمیکنن

آدما انگاربرای ما دعا نمی کنن

گریه کن حالا حالا از هم باید جدا باشیم

بشینیم منتظره معجزه خدا باشیم

گریه کن واسه شبایی که بدون  هم بودیم

تنهای برای سنگینی غصه کم بودیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 23:37  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

 

 

تمامه دوستامممممممم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 23:30  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

زندگی یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

عشق زیبا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 23:27  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 23:15  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 23:15  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 23:14  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 23:6  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

 

 

نظریادتون نره

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 23:4  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

پست 7: دوست ارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 22:57  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 22:56  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 22:52  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

پست ششم: دیدی آخرش

 

دیدی آخرش منو گذاشت ورفت

از زمین قلبو برنداشت ورفت

دیدی آخرش منو دیوونه کرد

واسه رفتن همینو بهونه کرد

دیدی اون وعده هایی که رنگی بود

تموش فقط واسه قشنگی بود

دیدی اون که دلمو بهش دادم

رفت وار چشمهای نازش افتادم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 19:42  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

 

به نام یگانه حامی پرستوهای بی آشیانه

برای همه آنهایی که بی تقصیرند:

 

تقدیم به چشم هایی که درراه ماندن ودل هایی که آنهاراراندند.

 

تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست وعهدهایی که کسی نبست

 

زندگی شیبی ست  عشق سیبی ست ووای بر حال آن که در عشق

 

پای بند نظم وترتیبی ست و اما تو قرار نبود آن وقت های تو جایشان را

 

با این وقت های من عوض کنند قرار نبود عشق هم مثل گیلاس . بوسه.

 

عیدی . تعطیلات تابستان اولش قشنگ باشه قرار نبود کسی سختسش باشه بگوید

 

دوستت دارم

 

قرارنبودکسی به هوای نشکستن دل دیگری بماند . قرار بود هرکس به هوای نشکستن

 

دل خودش بماند. هرچه قرار نیست باشد قرار تنها بر بی قراری بود وبس.

 

گمان نمی کنم گناه من سنگین تر از نگاه تو باشد . اما یقین دارم کودک دلت

 

کمتر از پیش بهانه لا لا یی های شعر گونه ام را می گیرد مهم نیست فقط یک چیز یاد

 

همه بماند اگر اتفاقی که نباید بیفتد تنها برایت می نویسم

 

خودت خواستی تقصیر من نبود

 

زیر سایه امن ترین سایه بان هستی دلواپس دلواپس های یکدیگر باشیم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 9:43  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

مطالب قدیمی‌تر