تبليغاتX
B زندگی بدون تو یعنی هیچ

B زندگی بدون تو یعنی هیچ

می پرستمت عزیزه قـــــلبم (( ب .....))

تا چه زمانی لحظه شماری کنم واسه دیدنت .....؟؟؟؟ آه که چقدر دلم می خواد پیشم بودی

 

asheghune

ستاره ی درخشان من

که در قلب اسمان

عاشق ماه شدی

و می درخشی

من در انتظار دیدنت

تنهایی ام را

در اغوش گرفته ام

وکنار قلبم نشسته ام

تا تو بیایی

و فاصله ها

جای خود را

به نگاههایی بدهند

که از عشق لبریزند..........

 

مچ دستم را جلو بردم

بر صفحه ی ساعت سه بار بوسه زدم

تا شاید زمان تند تر حرکت کند

اما عقربه ها همچنان با آرامش می رفتند

لحظه ی دیدار فرا رسید.......

بر ساعت هزاران بار بوسه زدم

تا زمان کند تر بگذرد اما...

باز هم عقربه ها همچنان با سرعت می تاختند

ای روزهای خوب که در راهید!

ای جاده های گمشده در مه!

ای روزهای سخت ادامه!

از پشت لحظه ها به در آیید!

ای روزهای آفتابی!

ای روز آمدن!

ای مثل روز

آمدنت روشن!

این روزها که می گذرد

هر روز

در انتظار آمدنت هستم!

اما

با من بگو که آیا

من نیز

در روزگار آمدنت هستم؟؟؟

 

شب...

دلم در سینه احساس غریبی می کند

         بهانه می گیرد

            تو را می خواهد

    تو نیستی و بجز خوشبختی

                     همه چیز اینجا هست

             می نویسم....

     امشب نیز چون تمام شبها دلم هوایت را کرده است....

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 19:37  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

زندگیم..... ب ؟فقط فقط فقط فقط فقط ب.......

دختركوچكی از من پرسيد:
پنج وارونه چه معنادارد؟
من به او خنديدم.
كمی آزرده و حيرتزده گفت:
روي ديوار و درختان ديدم.
باز هم خنديدم.
گفت: ديروز خودم ديدم مهران پسر همسايه ،
پنج وارونه به مينو ميداد.
آنقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسيد
بغلش كردم و بوسيدم و با خود گفتم:
بعدها وقتي بارش بي وقفه درد
سقف كوتاه دلت را خم كرد
بی گمان می‌فهمی
پنج وارونه چه معنا دارد
 
 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 20:23  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

دوست دارم یه روز بیدارشم تورادرکناره خودم ببینم ......یعنی میشه؟

چه کنم دست خودم نیست! تو شدی تموم دنیام!

از تو می گریزم اما ! باز می بینم تو رو می خوام!

چه کنم دست خودم نیست ! دستام از تو می نویسه!

هر چی خط می زنم عشقو، باز دلم به تو حریصه!

به خدا دست خودم نیست ! از نگاهت مست مستم!

هی می خوام بگذرم از تو ، ولی باز عاشقت هستم!

من نمی خوام! دست من نیست! اما هرشب روبرومی!

زدی خیمه روخیالم !مث این شب ، نا تمومی!

نمی خوام تو رو ببینم ! شاید از یادم بری باز!

اما هر لحظه که نیستی ، می کنم گریه رو آغاز!

عاشقم ! دیوونه تو ! به خدا دست خودم نیست!

آسمون دل خسته م ، این روزا ابری ابریست!

تو شدی تموم حرفام ! رخنه کردی توی جونم!

معنی این همه عشقو ، به خدا من نمی دونم!

به خدا دست خودم نیست ! کار روزگاره انگار

که تو چشمای غریبت، می خورم به خط تکرار!

چه کنم دست خودم نیست ! شدی آواز شبونم!

اسمتو جای ترانه ، با چه بغضی من می خونم!

 

 

عاشقت شدم

 

عاشقت شدم آی گل بهار

عاشقت منم پاییز و نیار

عاشقت شدم یار مهربون

من دوستت دارم پیش من بمون

عاشقت شدم یار مهربون

این دفعه نرو پیش من بمون

بدون زیر این گنبد کبود

هیچکی مثه من عاشقت نبود

بیا من و تو هم صدا بشیم

یه قصه واسه عاشقا بشیم

تو واسم بگو غنچه طلا

عشق دیگه کجاست توی قصه ها

من دلم می خواد که ما بشیم

از شب سیاه جدا بشیم

 

 

 

یه روز تنها نزاری بری اونوقت من دق میکنم

 

 

چه زیباست بخاطر تو زیستن

 

وبرای تو ماندن بپای تو مردن وبه عشق تو سوختن؛

 

وچه تلخ وغم انگیز است، دور از توبودن، برای تو گریستن؛

 

و به عشق و دنیای تو نرسیدن؛ ایکاش می دانستی بدون تو،

 

مرگ گواراترین زندگیست؛ بدون تو وبه دور ازدستهای مهربانت،

 

زندگی چه تلخ وناشکیباست. ایکاش می دانستی مرز خواستن کجاست،

 

وایکاش میدیدی قلبی راکه فقط؛

 

برای تو می تپد

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:52  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

می فرستم برای زندگیم ... نفسم ب.......

 

روزی روزگاری در یک دادگاه همه اعضای بدن جمع شده بودند

   و قلب را  مورد محاکمه قرار داده بودندکه چرا عاشق شدی

     قلب در مقام دفاع از خود برامد رو به چشم ها کرد وگفت

        مگر شما نبودید که هر روز ارزوی دیدنش را داشتید

    رو به پاها کرد وگفت مگر شما نبودید که هر روز به سوی او

      می شتافتید رو به دستها کرد و گفت مگر شما نبودید که هر

     روز به او گل میدادید به لبها رو کرد وگفت شما بودید که هر

         روز جمله دوستت دارم را برایش زمزمه می کردید

              همه اعضا به اعتراض دادگاه را ترک کردند

          و عشق تبعید به دورترین نقطه مغز یعنی فراموشی شد

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:23  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

دیوانه وار دوستت دارم میدونی خودت تو (( عشق من ب ....))

 

چشم چشم دو ابرو ، نگاه من به هر سو ، پس چرا نيستي پيشم ؟

نگاه خيس تو كو؟ گوش گوش دو تا گوش ، دو دست باز يه آغوش ، بيا بگير قلبمو ،

يادم تو را فراموش ، چوب چوب يه گردن ، جايي نري تو بي من ، دق مي كنم مي ميرم ،

اگه دور بشي از من ، دست دست دو تا پا ، ياده تو مونده اينجا، يادت مياد كه گفتي :

بي تو نمي رم هيج جا

 

TinyPic imageTinyPic image

قلب من در قلب تو در جان توست ، قلب من در هر كجا خواهان توست،

 قلب من در قلب تو خورده گره ، نكند ناز كني باز كني اين دو گره

www.comment365.comwww.comment365.com

ما كه مي ترسيم از هجرت دوست كاش مي دانستيم روزگاري كه به هم نزديكيم

چه بهايي دارد ، كاش مي دانستيم حس دلتنگي هر روز غروب چه دليلي دارد.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:47  توسط فعلا یه رازه ------AB  | 

فقط تو ب.........دلم خیلی تنگ شده واست

 

به خاطر روی زیبای تو بود


که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند



به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود


که دست هیچ کس را در هم نفشردم


به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود


که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم



به خاطر دل پاک تو بود


که پاکی باران را درک نکردم


به خاطر عشق بی ریای تو بود


که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم


به خاطر صدای دلنشین تو بود


که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست



و به خاطر خود تو بود


که خودم را فراموش کردم



ودر دریای عشقت غوطه ور ساختم


اری به خاطر تو ای نازنینم

تو را در خویش پیدا کردم امشب

 

و ساعت ها تماشا کردم

 

به عشقت قانع ام دیگر چه می خواهم...؟!

 

تمام واژه ها را می برم از یاد...

 

خودم را با تو معنا می کنم امشب!

 

کنار ساحل چشمان زیبایت

 

دلم را رنگ دریا می کنم امشب

 

تمام اشتیاق با تو بودن را

 

به گوش ماه نجوا می کنم امشب

 

تقدیم به ماندنی ترینم (ب....   ...!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 19:51  توسط فعلا یه رازه ------AB  |